92795793">دختر لج باز
امروز ظهر كه نم نمك باران مي باريد به مامانم هر چه التماس كردم بريم بيرون و زير باران قدم بزنيم قبول نكرد! آخرش با داداش كوچولوم زدم بيرون و هنوز كمي از خونه دور نشده بوديم كه داداشي گفت سردمه ودلخور برگشتيم خونه...
عصرهم من مشغول انجام كارهام بودم كه مامانم آمد پيشم و گفت برويم بيرون بارون تموم و شده و هوا خيلي تميزه و ... اينبار نوبت من بود!!! حالاهم از دستتم عصبانيه و ميگه دختر لج باز